شب پنجم عبدالله ابن حسن ع
خانه ات آباد چه خانه خرابم کرده ای درمیان سینه زنهایت حسابم کرده ای اینکه ماهم عاشقت هستیم لطف فاطمه ست مادرت امضا زده تا انتخابم کرده ای آدمی بی خیر بودم، خادم هیئت شدم من گناه محض بودم تو ثوابم کرده ای یاحسینی گفتم و ایل و تباری مَست شد ناز شصتت ساقی مستان، شرابم کرده ای من دعای خیر زینب بودم از روز نخست که برای گریه گردن مستجابم کرده ای تو اگر هم قهر باشی باز می خواهی مرا لال باشد هر کسی گفته ج...
ادامه مطلب